اين جوريه که اون جوري مي شه ! - ياس سفيد



  + اين جوريه که اون جوري مي شه !


فرقي نمي کنه !


فرقي نمي کنه !


گاهي وقتا ، هيچي با هيچي فرقي نمي کنه !


شب باشه ، يا روز !


زمستون باشه ، يا تابستون !


چاي بخوري ، يا يه کوفت ديگه !


ضبط مسخره ت اين ور تلويزيون مسخره ت باشه ، يا اون ورش !


يساري بخونه يا گروه پينگ فولايد !


پرده پنجره کشيده باشه ، يا نباشه !


سيگار بکشي ، يا نکشي !


دوستانت پيشت باشن ، يا نباشن !


خوش بو کننده ي هوا سرتو به درد آورده باشه ، يا نياورده باشه !


جواب سلام صاحب خونه رو با لبخند بدي ، يا بي لبخند !


اجلاسيه سازمان ملل


راه حلي براي آتش بس در افغانستان پيدا کرده باشه ، يا نه !


افغانستان بدبخت باشه ، يا خوش بخت !


زناي افغاني زن باشن ، يا کابوس !


سيگارت زر باشه ، يا مالبرو !


تو رسانه ها و مطبوعات ديگران و بکوبي ، يا نکوبي !


هر چه زور بزني يادت بياد ، يا يادت نياد !


تيغ رو صورتت باشه ، يا صورتت زير تيغ ...


آره !


فرقي نمي کنه !


گاهي وقتا ، هيچي با هيچي فرقي نمي کنه !


خواب باشي ، يا خواب نباشي !


شاعر باشي ، يا کش !


هنرمند باشي ، يا منرمند !


پولت از پارو بالا بره ، يا پاروت از پول !


عاشق باشي ، يا کيف قاپ !


آواز بخوني ، يا گريه کني !


عمود ايستاده باشي ، يا افقي و وارفته !


تلفن يه زنگ بزنه ، يا پنج زنگ !


گوشي رو بر داري ، يا بر نداري !


شامت نون و پيازچه باشه ، يا پيازچه و نون !


اصلا زنده باشي ، يا مرده !


آره ! فرقي نمي کنه !


گاهي وقتا هيچي با هيچي فرقي نمي کنه !


همين حالا ! چند ساعت ديگه !


امروز ! فردا !


عوارض اتوبان !


زمستون هاي بي برف !


برف هاي بي کلاغ !


کلاغ هاي بي چنار !


شاعران بي شعر !


سکته ي دوم !


اضطراب !


وقتي که تو تلويزيون بعضي پروژه ها ،


مثل تخته ي آوازي يک کشتي شکسته تو بغل يه غريق افتاده !


حالا يا هرگز !


ليست قشون آغامحمد خان قاجار وقتي به تبريز حمله کرد !


ليست وحشت هاي استالين !


ليست خواب هاي سربازاي عيال وار !


آره ! فرقي نمي کنه !


گاهي وقتا ، هيچي با هيچي فرقي نمي کنه !


ـ خوب داره ديرم مي شه !


بايد برم !


در که بسته شد ، ديگه فرقي نداره


فاصله ت با من صد متره ، يا صد قرن !


وقتي نمي بينمت ،


چشمام باشن ، يا نباشن !


وقتي نيستي ديگه ، برام هيچي با هيچي فرقي نمي کنه !


شعرم شعر باشه يا معر !


اين جوريه که اون جوري مي شه !


ني ني !


مگه نه ؟!؟!



يادگاري از حسين پناهي


 



در اين سکوت 


 حتي  صداي سازم هم آرامم نمي کند !!


دل من باز کوچک شده است






?جمعه 24 آذر 1385  | ساعت 5:54 عصر | نویسنده:: مرضيه | نظرات ديگران ( نظر)